الفيض الكاشاني

32

شوق مهدى ( فارسى )

و در ديوانش كه چاپ شده است ، از جمله مىگويد : ولاى آل پيغمبر بود معراج روح من * بجز اين آسمانها ، آسمانى كرده‌ام پيدا به حبل اللّه مهر اهلبيت است اعتصام من * براى نظم ايمان ريسمانى كرده‌ام پيدا سخن‌هاى امير المؤمنين دل مىبرد از من * ز اسرار حقايق ، دلستانى كرده‌ام پيدا جمال عالم آرايش ، اگر پنهان شد از چشمم * حديثش را ز جان گوش و زبانى كرده‌ام پيدا كلامش بوى حق بخشد ، مشام اهل معنى را * ز گلزار الهى بوستانى كرده‌ام پيدا به خاك درگه آل نبى پى برده‌ام چون فيض * براى خود ز جنت آستانى كرده‌ام پيدا از ايشان « وافى » و « صافى » فقيهان را بود كافى * از اين رو بهر عقبى نردبانى كرده‌ام پيدا و باز در ديوان مىگويد : بيا بيا ز سخنهاى فيض ، فيض ببر * كه هرچه گفت و نوشت او ز كردگار گرفت ز پيش خويش نگويد ، حديث بنويسد * كه در طريق ادب راه هشت و چار گرفت جالب است كه اين سخنان حكيمى است كه عمرى را در راه كسب فلسفه يونان و تصوف و عرفان طى كرده ، و دوره كامل علوم عقلى را ديده است ، تا اين كه به گفته خودش سرانجام به سرچشمه دانش واقعى يعنى احاديث نبوى و سخن‌هاى امير المؤمنين و گفتار ائمه معصومين رسيده ، و از آن منبع پر فيض الهى سيراب گشته است . علت گرايش اين دانشمند فارغ التحصيل علوم عقلى به احاديث و اخبار دينى يكى اين بوده كه در آن روزگار ، رواج بازار فلسفه و تصوف و عرفان ، متاع احاديث دينى و علوم شرعى را در تمام حوزه‌هاى علمى از رونق انداخته و كساد كرده بود . طلاب و اهل فضل به تحصيل فلسفه و عرفان فخر مىكردند و تعصب نشان مىدادند ، و در همان حال حديث و اخبار را تحقير مىنمودند و نسبت به آن رغبت چندانى نشان نمىدادند . ديگر اين كه ظهور يك دانشمند محدث بزرگ ايرانى به نام « ملا محمد امين استر آبادى » كه در مكه و مدينه مىزيست با تأليف كتاب « فوائد مدنيه » ضربت كوبنده‌اى به علوم بيگانه زد و پايه‌هاى حديث و علوم دينى را از نو محكم ساخت . فيض